به اندازه یه ربع تا بیس دقیقه


شاید شما هم با این صحنه زیاد رو به رو شده باشید ،بین ساعت سه تا سه و نیم به یکی از ادارات دانشگاه مراجعه می کنید ،یا مسئول مربوطه رفته است و یا می خواهد برود (شاید ان قدر زیاد که به یک امر طبیعی برایتان تبدیل شده است ) ولی اولین سوالی که به ذهن میرسد این است که مگر ساعت کاری تا سه و نیم نیست ؟ پس چرا یک ربع ، بست دقیقه و یا نیم ساعت زودتر مسئول یا کارمند مربوطه کارش را تعطیل میکند ؟ پاسخ این است که بله ساعت کاری تا سه و نیم است ولی نگاه این فرد به کارش موجب این رفتا ر میشود تا وقتی نگاه فرد یک نگاه بازاری است ، نگاهی که میگوید تا وقتی مشتری هست ، ما هستیم ، باید منتظر این گونه رفتار ها باشیم با یک نگاه حداقلی نیز میتوان این رفتار را ناشایست دانست و نگاه حدافلی اینکه تو وظیفه داری تا پایان وقت اداری در محل کارت حضور داشته باشی و انجام وظیفه کنی و وقتی میگوییم تا پایان وقت اداری یعنی دقیقا تا پایان وقت اداری نه یک دقیقه کم و نه یک دقیقه زیاد (البته زیادش پیش کشتان ) زیرا موقع محاسبه حقوق ، حقی که به شما داده میشود معادل کار شما تاپایان وقت اداری است ولی وقتی شما یک ربع یا بیست دقیقه زودتر محل کار را ترک میکنید یعنی معادل یک ربع یا بیست دقیقه  حقی به شما داده شده که برای ان کاری انجام نداده اید و حاقل کار شما حضور در محل کار شماست ) و این میشود ناحق ، و این نامش ظلم کردن است . ظلم اول به دانشجویی که می اید  و به اتاق بسته  یا میز خالی شما میرسد و ظلم به فرزندی که پدر یا مادرش به اندازه یک ربع یا بیست دقیقه نانی را سر سفره اش گذاشته که برای ان کمترین کاری نکرده  و این نان نامش نان حرام است. و خداوند همه را هدایت کند

جنگ فقـــــــــر و غنـــــــا


. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهين بى‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده‏اند مى‏بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏هاى آزادى و كمال نثار مى‏كنم.


و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مى‏كنم: خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پر فروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است و شراره كينه انقلابى‏تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.

البته همه مى‏دانيم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب سختيها و مشكلاتى را تحمل كرده و كسى مدعى آن نيست كه طبقات محروم و ضعيف و كم درآمد و خصوصاً اقشار كارمند و ادارى، در تنگناى مسائل اقتصادى نيستند؛ ولى آن چيزى كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر مى‏كنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ايران ثابت كرده‏اند كه تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل‏

شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هر گز نخواهند داشت. ملت شريف ايران هميشه در مقابل شديدترين حملات تمامى جهان كفر عليه اصول انقلاب خويش مقاومت كرده است كه در اينجا مجال ذكر همه آنها نيست.

....آيا ملت ايران در جنگ ديپلماسى شرق و غرب عليه خود و ايجاد بازيهاى سياسى مجامع بين المللى مقاومت نكرده است؟ آيا ملت شجاع ايران در مقابل جنگ اقتصادى، تبليغاتى، روانى و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشك‏باران مناطق مسكونى و بمبارانهاى مكرر شيميايى عراق در ايران و حلبچه، مقاومت نكرده است؟

آيا ملت عزيز ايران در مقابل توطئه منافقين و ليبرالها و زراندوزى و احتكار سرمايه داران و حيله مقدس مآبان مقاومت نكرده است؟ آيا همه اين حوادث و جريانات براى ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ كه اگر نبود حضور مردم، هر يك از اين توطئه‏ها مى‏توانست به اصول نظام ضربه بزند. كه خدا را سپاس مى‏گزاريم كه ملت ايران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود عمل كند و صحنه‏ها را ترك نگويد.

ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دريافته‏اند كه مبارزه ،با رفاه طلبى سازگار نيست؛ و آنها كه تصور مى‏كنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه‏اند. و آنهايى هم كه تصور مى‏كنند سرمايه داران و مرفهان بى‏درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مى‏شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان كمك مى‏كنند آب در هاون مى‏كوبند.

بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت طلبى، بحث دنياخواهى و آخرت‏جويى دو مقوله‏اى است كه هر گز با هم جمع نمى‏شوند. و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما بايد تمام‏ تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتى كه ممكن است خط اصولى دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم. مسئولين نظام ايرانِ انقلابى بايد بدانند كه عده‏اى از خدا بيخبر براى از بين بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد براى فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فوراً او را «كمونيست» و «التقاطى» مى‏خوانند.

 از اين اتهامات نبايد ترسيد. بايد خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد. امريكا و استكبار در تمامى زمينه‏ها افرادى را براى شكست انقلاب اسلامى در آستين دارند، در حوزه‏ها و دانشگاهها مقدس‏نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كرده‏ام. اينان با تزويرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مى‏كنند. اينها با قيافه‏اى حق به جانب و طرفدار دين و ولايت همه را بى‏دين معرفى مى‏كنند.

بايد از شرّ اينها به خدا پناه بريم. و همچنين كسانى ديگر كه بدون استثنا به هر چه روحانى و عالِم است حمله مى‏كنند و اسلام آنها را اسلام امريكايى معرفى مى‏نمايند راهى بس خطرناك را مى‏پويند كه خداى ناكرده به شكست اسلام ناب محمدى منتهى مى‏شود. ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد.

امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد.

"پیام قطعنامه حضرت امام "

رو به  تعالی


جامعه ای که می خواهد رو به تعالی رود باید تک تک اعضایش رو به تعالی حرکت کنند ،هر عضو این جامعه

بخشی از سرمایه این جامعه است و مسلم است که جامعه در مقابل هدر رفت سرمایه هایش نباید سکوت کند این هدر رفت زمانی است که عضوی از این جامعه مسیر حرکت رو به تعالی را گم کرده است و به بیراهه می رود در این موقع است که از جامعه سالم انتظار می رود که جلوی هدر رفت سرمایه اش را بگیرد ،شاید آن عضو جامعه بگوید که به اختیار خودش این مسیر را انتخاب کرده ولی به این موضوع توجه نمی کند که او به اختیار خودش بخشی از سرمایه جامعه اش را به تباهی می کشاند و اگر این امر در مورد تک تک اعضاء جامعه تحقق پیدا کند آن موقع است که در عین ناباوری تمام جامعه رو به انحطاط آورده است از این رو جامعه ای که می خواهد رو به کمال حرکت کند در مقابل کج روی اعضایش نباید سکوت کند .برای روشن شدن موضوع به یک مثال توجه کنید امری که در تمام جوامع بشری امری پذیرفته شده و کاملا واضح است ،شما پدیده ای به نام اعتیاد را در نظر بگیرید ،شخص به اختیار خودش (هر چند ظاهرش اختیار است و باطنش اسارت نفس و شیطان) مسیر را انتخاب می کند ولی جامعه در مقابل او واکنش نشان وی دهد چون می داند که این راه انحطاط است  و این انحطاط نابودی بخشی از سرمایه اش است از این رو با این پدیده به مقابله بر می خیزد . شما در دنیا دولت و ملتی را پیدا نمی کنید که با این پدیده مبارزه نکند چون کج بودن این مسیر برایش واضح است و اگر تمام اعضاء جامعه به اختیار خود تصمیم گیرند که به این مسیر روی آورند طولی نمی کشد که این جامعه به نابودی میرسد حال اگر همین مثال را به موارد اجتماعی و اخلاقی تعمیم دهیم به وضوح برخی موارد کج روی ها را می توان دید (افعالی که در پاسخ به چرا؟ از عباراتی چون"دلم می خواهد"و یا "به شما ربطی ندارد "اتستفاده می شود نمی توانند تعالی بخش باشند پاسخ هایی که عموما در مقابل بد حجابی می توانید بگیرید) .پس جامعه ای که می خواهد از سراشیبی سقوط به دور باشد و رو به تعالی حرکت کند باید در مقابل کج روی ها موضع بگیرد و اعضاء را سفارش به حرکت در مسیر تعالی کند و این همان چیزی است که در اسلام با نام امر به معروف و نهی از منکر شناخته می شود ،جامعه بدون آمر به معروف و ناهی از منکر یعنی جامعه ای که در مقابل هدر رفت سرمایه اش سکوت کرده،یعنی جامعه ای که رو به انحطاط است از این رو تمام اعضاء جامعه در مقابل یکدیگر مسئولند و هیچ کس نمی تواند بگوید که رفتار من به هیچ کس ارتباط پیدا نمی کند زیرا که تک تک اعضاء تا وقتی که به عنوان یک عضو از جامعه اند برای جامعه مهم اند و جامعه نیز باید برایشان مهم باشد چرا که جامعه ای که برای عضوش ارزشی قائل نیست و عضوی که به جامعه اش اهمیت ندهد جامعه ایست بیمار با اعضاء بیمار که روز به روز به نابودی نزدیکتر می شود.         

مدیر انقلابی؟؟؟


انقلاب اسلامی ایران حرکتی هست که در عرصه های مختلف انقلابی را به راه انداخت و این انقلاب و برون رفت از حالتی به حالت دیگر ناشی از فکر و ایدئو لوژی حاکم بر این انقلاب بود که برای تمام عرصه ها جواب در خوری داشت و دارد. بعد از سی و چهارسال از انقلاب شاهد آن هستیم هنوز انقلاب به برخی از عرصه ها نرسیده که شاهد ورود آن عرصه ها به مختصات انقلابی خودش باشد شاید بتوان جواب داشتن ،ایده داشتن یا مدل داشتن انقلاب برای عرصه های مختلف را به تعابیر امروزی سبک زندگی نامید این مدل انقلاب اسلامی در بسیاری از عرصه ها بسیار روشن و در برخی از عرصه ها لازم به کشف و استخراج است.مناسبات اجتماعی و سیاسی از جمله مسائلی است که انقلاب اسلامی رویکردی خارج از آنچه برای همه ما عرف و عادی جلوه می کند دارد به طور مثال در حکومت اسلامی چه لزومی دارد مسئولی راننده شخصی داشته باشد و هزینه ای و راننده ای صرف آن شود البته چنین مقوله ای در برخی سطوح کاملا توجیح پذیر و البته منطقی خواهد بود اما در سطوح پایین هیچ نیازی نیست که مقامات استانی ،شهرستانی ،دانشگاهی با چنین تشریقات بی موردی رفت و آمد داشته باشند مثلا چه لزومی دارد رئیس دانشگاه برخی رفت و آمدش را با خودرو دانشگاه هزینه ی بیت المال انجام دهد  . مگر نه اینکه در نظام اسلامی تفاوتی بین رئیس و مرئوس نیست، جز اینکه برای رئیس مسئولتی سنگین تر است . با کدام استدلال است که می توان گفت "رئیس می تواند امتیازات ویژه در صرف بیت المال داشته باشد؟" ...

پر واضح است  انتظار مردم و دانشجویان انقلابی این است که مسئولین با وجه مذهبی این چنین مناسبات به غلط عرف شده ای را در هم شکنند  و تسلیم این چنین سازوکارهای موجود نباشند...

وضعیت فرهنگی

مصاحبه با نشریه دانشجویی


*نقد ،معیار و شاخص دارد ،معیار ما انقلاب و خط امام و رهبری و اهداف ما اهداف آنهاست.ما مثل عده ای اهل نق زدن الکی نیستیم ،شما اهداف را ببین ،معیار را ببین ،انحرافات روشن می شود.شما ببینید بعد ازر سی و چهار سال برخی سازمانها و سازوکارها چه کار کرده اند؟چه خروجی متناسب با این انقلاب بیرون داده اند؟آیا این غیر از این است که اندکی درک از اهداف انقلاب ندارند که اگر داشتند اوضاع گونه ایی دگر بود


*بسیاری از اشخاص در فضای به اصطلاح فرهنگی کشور تفکر فرهنگی رهبری را نمی شناسند ،بویی از این تفکر نبرده است مگر نمی گویید تهاجم است؟جهاد است ؟تو نباید تفکر و اهدافی که رهبر و فرمانده ات مشخص می کند بدانی ؟بسیاری از این اشخاص اصلا آدم فرهنگی نیستند چه برسد به فعال فرهنگی ،چه برسد به کارشناس فرهنگی ،حال بماند که بعضی ها اصلا فعال نیستند و کار بلد نیستند ،طرف هیچی حالیش نیست ،می شود کارشناس فرهنگی موید حرف ما هم فضای رخوت فکری ،خفقان و بایکوت شده نسبت به تفکر امام و رهبری است که ناشی از خحضور افراد ناکار آمد و کار نابلد و تفکر نشناس در این مسولیتها بوده...


ادامه نوشته

خود در من خود


از آنجا که تیتر گویاست لازم به توضیح نیس...

جریـــانات و خط امــــام

لزوم بازنگری خط امـــــــام


وجود کاندیداهای زیاد که فارغ از خود اصلح بینی برخی افراد و  قرار دادن تعداد زیاد کاندیداهای فاقد صلاحیت در مقابل نظام و هوچیگری بعد از رد صلاحیت شدن کاندیداهای فاقد صلاحیت با پروژه های عدم انتخابات آزاد و ...  موجب ایجاد تشکیک و تردید  در انتخاب اصلح از جانب مردم - با حضور کاندیداهای نزدیک به هم و عدم مرزبندی روشن کاندیداها و جریانات از یک دیگر -میشود

 

آنچه در  دهه چهارم انقلاب اسلامی باید مورد توجه و بازنگری قرار گیرد  شاخص ها و معیارهای  انقلاب و خط امام است که تفسیرها و اجتهادها و برداشت های گروها و اشخاص  از این خط جایگزین معیارها و اصول اصیل خط امام قرار نگیرد .

 

 از ویژگی های خط امام نادیده نگرفتن اصول و معیار های اسلام  و انقلاب اسلامی در مقابل سیاسی کاری و اهداف سیاسی است  ، برخورد امام با گروه های مبارز و مخالفت با پیوستن آنها به جبهه مبارزین انقلاب در سالهای حساس پایانی نهضت علیه رژیم طاغوت  بدلیل عقاید و انحرافات آنها شاخص ِ قابل تأملی از خط امام میباشد . یعنی فدا نکردن اصول  و حساسیتهای دینی درمقابل اهداف سیاسی.

 

این در حالی است که برخی اشخاص ، کاندیداها و جریانات به راحتی معیار ها ، ارزشها  و آرمانها را نادیده میگیرند...

-          مسأله فلسطین و مبارزه  علیه رژیم منحوس صهیونیستی که از سال...*...معیاری برای تشخیص صداقت جریانها و گروهای مختلف اسلامی بوده به راحتی با طرح جنگ نداشتن با اسرائیل  نادیده گرفته میشود

-          نادیده گرفتن جنایات آمریکا و طرح دوستی و برقراری رابطه با آن

-          چشم پوشی بر دروغ پردازی های رژیم صهیونیستی مثل هولاکاست و غارت و قتل عام مسلمانان با تکرار این چنین دروغ پردازی هایی

-          زیر سوال بردن استقامت ها و کوتاه نیامدن از اصول و ارزشها و حیثیت ما با سخنان عوام فریبانه در زمینه تحریم و مذاکرات هسته ایی و روابط بین الملل و تئوریزه کردن سازشکاری

-          نادیده گرفتن وظیفه انقلاب اسلامی در حوزه بین الملل  و آماده سازی وضعیت برای ظهور امام زمان (عج) و پیاده کردن اهداف جهان شمول انقلاب اسلامی با طرح پایان دوران  فراگیر کردن اسلام

-          طرح ایده ...یسم اقتصادی برای آینده کشور و نادیگرفتن معیارهای اسلامی و ارزشی برای حرکت به سوی جامعه اسلامی نه  کپی برداری از غرب

-          نادیده گرفتن اهمیت رشد ، بیداری ، تعالی ، تفکر ، تعقل ، صاحب تحلیل شدن و بصیر شدن مردم  برای انقلاب و به  نسبت آن نزدیک شدن انقلاب به اهدافش با ترویج تقلید سیاسی .برخلاف اصل رشد مردم در انقلاب و سیره امام و رهبری امت.

-          ...

این نمونه ها بازخوانی معیار ها و شاخص های خط امام و رهبری را خارج از بازی های سیاسی و اقدامات عوام فریبانه  و تبلیغاتی این روزهای کاندیداها وجریانات ، بیش از پیش برای انتخاب اصلح که تکلیف شرعی ماست لازم میدارد .